سارا
وقتی "سونامی" می آید
خبرم کنید شاید درون کلبه ی ماهی ها یکی خواب ست هنوز.
می درخشد باله اش در نور ماه اگر خوب نظاره کنی
بی تاب ست هنوز .
در انتظار جفت زخمی اش در خواب ست هنوز . . .
سارا
وقتی پروانه عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد تازه قصه زندگی شروع میشود ؛ زیرا دیگر نه میتواند پرواز کند نه میتواند بمیرد ...
nasim
جاده ای پُر از تابلوی احتیاط !
در حاشیه روز از مسیر دقایق یواش رد می شوی
مبادا که پیراهنت به قلاب حادثه ای گیر کند ...
nasim
آی آدمکــــــــــــــــــ
مــراقب حرفهــــــایت، احـســـاســاتت، واکنشهــایت باش
آخر آدمها خوب بلدند
یک روزی ، یک جایی، یک جوری به رُخِت بکشند تمامت را....
nasim
این روزهـــا ، خیلی هــا بــا هـم جفُت هستن... امّــا .... جـــور نیستن !!!
پـریــا
باید نوشت از زندگی
از عشق های بچگی
از رنج بودن ها نوشت
باید که از فردا نوشت
از بودن و با هم شدن
از كوچه و ، خاكی شدن
از شهر و يك دلبستگی
از عشق و از دلخستگی...
پـریــا
من هر شب ساقی ام اما، تو امشب جام من هستی
بدون برق چشمانت ، نمی گیرد مرا مستی
زچشمانم خماری را ،نگیر و راحتم بگذار
که تکراری نمی یابد چنین بیگانه با هستی
پـریــا
با مژگانت، قایقی، خواهم ساخت!
به وسعتِ دو رنگین کمان!
بر قامتِ نگاهِ ارغوانی ات!
من به مهمانی ی آفتاب می روَم!؟
پـریــا
بسته ای زنجیر بر پای دلم, با من بمان...
با منی که با تو مست عاقلم... با من بمان
من به ضرباهنگ آغوشت خوشم, دل ساز کن
ضرب در عشق است با تو حاصلم.. با من بمان
نازنین
رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر دیگه مرده . . .
nasim
نقاشی تو را میکشم...
ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ میزنم!
تا از آسیب اشکهایم در امان باشد!
nasim
می خندی و تمامِ خیابان پر می شود از گونه های تو
بخند
بخند ازدحام کن شهرهای خالی را .
nasim
بـدهـکـار هـیـچ کـس نیسـتـم جـز هـمـیـن مـــاه (!)
کـہ از پـشـت مـیـلـہ هـا مـے گـذرد کـہ می تـوانـسـت از ایـنـجـا نـگــــذرد
و جـایـے دیـگــــــر مـثـلـآ در وســــط دریـایـے خیـال انـگــیـز
بـچـسـبـد بـہ شیشه ے کـابـیـن یـک تاجــــر پـول دار (!)
بـدهـکــــــار هـیـچ کـس نـیـستــم
جــز هـمـیـن مـــــاه کـہ تـو را بـہ یـادم مـی آورد . . . /.
nasim
نگذار دیگران نام تو را بدانند
همین زلال چشمانت
برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست
نازنین
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی