سارا
هنوز اگر ،
عاشق نشدی ،
بـِنـِـگر چـگــونـه لجظه ها ،
ذر مـن می شِـکند.
عـــاشـق شــدن ،
شـــایـد همــین بـاشـد.
نازنین
تنهایی و دلتنگیت را پیش فروش نکن
فصلش که برسد به قیمت میخرند
نازنین
به من قول بده در تمامی سالهایی که باقی مانده , مواظب خودت باشی ... دیگر من نیستم که یاد آوری ات کنم!
سعید
تنها كه باشي آرزو ميكني يك نفر اسمت رو صدا كنه ، حتي!!!!!
اشتباهي ......
سعید
تو يادت نيست ولي من خوب به خاطر دارم كه براي دوست داشتنت دلي را به دريا زدم كه از آب واهمه داشت ....!!!!!!!
سعید
گاهي چه اصرار بيهوده ايست ،اثبات دوست داشتنمان.چرا كه دوست ترمان دارند وقتي دوستشان نداريم.!!
سعید
من تو را بيشتر تز غرورم دوست داشتم ولي تو غرورت رابيشتر از من !حالا اما .....بگذريم نه چيزي از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من .....!!!
حسین
اينجا همان سر زمين واژگان واژگون است ، جايي كه گنج ، جنگ مي شود - درمان ،نامرد مي شود - قهقهه ، هق هق مي شود - اما دزد همان دزد است و درد همان درد .....!!!!!
Amir
تنهایی یعنـی این هـمه آغوش واســه تو بازه اما ..... تو همونیــو میخوای که بهتــ پـشت کرده...!
نازنین
تو را چه به فرهاد؟؟
یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی!
تو همین یک وجب دیوار را بردار من باورت میکنم
نازنین
بر سر چاهی که برایم کنده ای نشسته ام !
چقدر عمیق است!
عمق نامردیت را می گویم ! عمق نامردی
نازنین
خدایا!
جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست که این گونه آغاز میگردد
و قسم به زمانی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت!
سمیه-2
خدایا!
بیا یک بارِ دیگر تقسیم کُن « تنهایی » را
به نامِ توست ولی به کامِ من….!!!
سمیه-2
چـقـدر خـوبـه . . . یـکـی بـاشـه
یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه
سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش آرومـت کـنـه
هـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه
عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه چـقـدر خـوبـه
چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه غـصـه نـخـوری هـا