leila - جامعه مجازی زنجانی ها
leila فریاد می زند :

تمام اعتماد من به جا پاي کوچک تو در ويرانه هاي غربت است...بمان با من...اشک هاي ناگفته اي دارم.

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم

مشخصات

موارد دیگر
leila آفلاین می باشد!
leila
WWW.4UM.BLOGFA.COM
حالت من : موقشنگ
1704 پست
زن
مدرک » فعلا محصل
رشته هنري » کامپيوتر . طراحي صفحه وب . برنامه سازي و ....
شغل » محصل
سربازي » بايد برم؟؟؟؟
وضعيت تاهل » متاهل
زندگي با » همه
قد » 190
وزن » 99
کشور » ترکيه
استان » زنگان
شهر » زنگان
اتومبيل » سال بعد ميگيرم
گوشي » لمسی LG
ورزش » بسکت.بدمينتون...عشق فوتبااااااااااال
سيگار » ايني که ميگي با کدوم س نوشته ميشه؟؟؟؟؟؟
علاقه مندی ها » موزيک با ولوم بالا .
نظر دیگران » ديگرانو بيخي.خودتو عشقه داداش!!!!
علت عضويت » عشقي
امتیاز » 8385.5
رتبه »
بازدید توسط کاربران سایت » 5913

وضعیت این کاربر

مديريت گروه : 4 

عضويت در گروه : 71

امتياز داده شده : 2261

امتياز گرفته شده : 4414

دنبال شوندگان : 262

ديدگاه ها : 1766

بازنشرها : 2

ابزارک شما

برای اینکه بازدید کنندگان وبلاگ و یا سایت خود را به صفحه پروفایل خود در جامعه مجازی زنجانی ها هدایت کنید کد زیر را در جای مناسبی از سایت و یا وبلاگ خود قرار دهید .

دنبال‌کنندگان

(73 کاربر)

گروه ها

(71 )
leila
leila
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
leila
leila
هذا یوم الجمعه؛
.
.
.
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه ...
leila
leila
دلم نشسته چو پروانه؛
.
.
.
.
در آرزوی گل نرگس...
بیا مهدی شب هجران سحر کن.
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
براي ما به جز اين آستان پناهي نيست
از آسمانِ حرم تا بهشت راهي نيست
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

ز آستــان رضــا خـــدا جدایم نکــند
من و جــدایی از ایـن آستــان...
خــدا نکنـد...!
leila
leila
خدا که هیچ
غول چراغ هم
حتی تضمینی نداده است که کسی به آرزو هایش برسد
من اما تضمین می کنم
لبخند های تو را گرم نگه دارم،
هر طور که شده
همه اش با من
تو فقط باید برگردی!
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

صاحـب خـــبر اينجاست و مـا بي خـــبرانيم
ما بي خـــــبر از جمله خــــــبرهاي جـهانيم
از عرش چراغي که در اينجاست هويداست
مـــا گــرد چراغـــيم ولــي گمشـــدگانــــيم
سرچـــشمه کارون کــــرامات از اينجـــاست
مــــا تــشنه جــــان داده لــــب آب روانـــيم
نام خـــوش اين مقبره تا عــرش بلــند است
مــــا در پي - آن مــرقد- بي نـام و نشــانيم
هــرگز نبــرد راه بـه جــــايي غـــــــزل مـــــا
کـــاين قــصه دراز آمــــد و کـوتـــاه زبـانـــيم...
leila
leila
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم
گفتند غروب جمعه خواهی امد
انقدر نیامدی که ما پیر شدیم
leila
leila
آیات 41 الی 60 سوره مبارکه بقره
leila
leila
آیات 21 الی 40 سوره ی مبارکه ی بقره
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
توی منطقه عملیاتی رمضان محاصره شده بودیم ۱۵ نفری می شدیم
تشنگی فشار آورده بود همه بی حال و خسته خوابمون برد
وقتی بیدار شدیم ، شهید فایده گفت:
بچه ها من خواب حضرت زهرا سلام الله علیها رو دیدم حضرت با دست خودشون به من آب دادند و قمقمه ی شهیدی رو پر از آب کردند ...
سریع رفتم سراغ قمقمه ی یکی از بچه ها که شهید شده بود دست زدیم ،
پر از آب خنک بود انگار همین الان توش یخ انداخته بودند
همه ی بچه ها از اون آب سیراب شدند
از اون آب شیرین و گوارا
از مهریه ی حضرت زهرا سلام الله علیها...
راوی: غلامعلی ابراهیمی منبع: کتاب افلاکیان ، صفحه ۲۸۴
تصویر بالا تصویری واقعی از شهدای مظلوم و تشنه ی عملیات رمضان است...
leila
leila
کمپوت یا رب گوجه !!!!
داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یهو یه خمپاره اومد و بوممم...
نگاه کردم دیدم یه ترکش بهش خورده و افتاده روی زمین
دوربین رو برداشتم و رفتم سراغش بهش گفتم توی این لحظات آخر اگه حرف و صحبتی داری بگو
در حالی که داشت شهادتین رو زیر لب زمزمه می کرد ، گفت:
من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم: اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشاً اون کاغذ روی کمپوت رو جدا نکنید بهش گفتم: بابا این چه جمله ایه؟ قراره از تلویزیون پخش بشه ها!
یه جمله بهتر بگو برادر...
با همون لهجه ی اصفهانیش گفت: اخوی! آخه نمی دونی ، تا حالا سه بار به من رب گوجه افتاده...
همینطور که دارین با این خاطره ی زیبا می خندید ، به این نکته هم توجه کنید
که چقدر مرگ در ذهن شهدا حقیر بوده. اونقدر حقیر بوده که لحظه های آخر هم دست از شوخی بر نمی داشتند و دغدغه ی رفتن از این دنیا رو نداشتند...
هدیه به روح مطهرشان صلواتی نثار کنیم ...
leila
leila
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تبلیغات در زنجان بلاگ

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

هنزفري تغيير صدا
جامعه مجازی زنجانی ها · قدرت گرفته از  زنجانـ بلاگـ