سارا
در کـجای جـهان ،
پنهان می کنی مـرا
وقتی ،
از آســمان ،
خـوشـه های خـشم می بـارد . . . ! ؟
nasim
بــآ مـَن از بـودن بـگـــو ...
گـوشــم را کــَـر کـرده هـیـآهـوـےِ نــَـبودنـتـــ ـــ ـ ...
خوشبختـﮯ ﺍصـلا چـیز پیچـیدﻩ و ﻣﺒﻬــﻢ و دﻮﺭﮮ نیـست!
خوشبختـﮯ یـعـنـﮯ . . آن کـسـﮯ کـه تــو ﻋــاﺷﻘـش شــدﻩ ﺍﮮ!
نازنین
عاشق روزهایی هستم که مهربان میشوی
حتی اگر نفهمم چرا؟؟!!
نازنین
اگر کارگردان بودم
صدای نفس هایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود ...
سارا
چه معادله ی نا برابری
وقتی که من برای دیدنت چشمهایم را می بندم
و تو برای ندیدنم
hamid
پیری آن نیست که بر سر بزند موی سفید / هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است.
kiarash
قهوه دم مي كنم .
نصف قاشق سيانور به آن اضافه مي كنم !
لبخند كه ميزني مي گويم: قهوه ات سرد شد بگذار عوضش كنم !
اين كار هر شب من است...
nasim
× یــکدیــگــر را گــمــ کــرده ایــمــ
ٺـا یکے دیگــر را پیــدا کنــیمــ..
بــه همــینــ سادگے ×
nasim
تقصیر برگ ها نیست آدم ها
همینند نفس میدهی ، له ات میکنند …!
nasim
یـــــواشكی دوســـتم داشــته بــاش!...
آدم هــای دنیای من،چـــشم دیدن عشـــق را ندارند!!! ...
نازنین
من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد!
حسین پناهی
سارا
اسپند دود می کنم ، برای عشقمان هر شب میان راز و نیاز های شبانه نکند جادوگر زشت بی تفاوتی ، چشممان بزند . . .