طنز - جامعه مجازی زنجانی ها
جوک ؛ طنز ؛ لطیفه

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

طنز

گروه عمومی · 39 کاربر · 636 پست
هادی
هادی
به الاغ من از 20 نمره چه نمره ای میدی ؟؟

[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
{-33-}{-19-}{-81-}
میخوام پلاکش کنم
{-33-}{-82-}{-53-}
5 دیدگاه · 1391/02/28 - 16:07 در طنز· ·
3
sobhan
sobhan
استخدام آدم خوارها
1 دیدگاه · 1391/02/27 - 20:59 در طنز· ·
2
sobhan
sobhan
" آسیـــب شنــــاسی فک و فامیــــل"
{-7-}{-7-}
1 دیدگاه · 1391/02/27 - 18:06 در طنز· ·
2
sobhan
sobhan
این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن،
اگه پس فردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا،
جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن …!!
3 دیدگاه · 1391/02/27 - 17:08 در طنز· ·
3
sobhan
sobhan
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه
3 دیدگاه · 1391/02/27 - 17:06 در طنز· ·
3
علی
علی
قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟ پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!

بعد از ازدواج کاری نداره! از پایین به بالا بخون!
دیدگاه · 1391/02/27 - 16:28 در طنز· ·
3
behzad
behzad
ز افتخارات ِ مادربزرگم اینه که دووس پسر نداشته
خب وقتی در سن ِ 10 سالگی ازدواج کردی دلت میخواسته دووس پسر هم داشته باشی ؟
دیدگاه · 1391/02/26 - 21:33 در طنز· ·
1
behzad
behzad
زندانبان: بلند شو ملاقاتی داری؟
زندانی: کی اومده ملاقاتم؟
زندانبان: مادر زنت.
زندانی: وای خدای من بگین دیروز منو اعدام کردین!
دیدگاه · 1391/02/26 - 21:29 در طنز· ·
2
sobhan
sobhan
"زن و چراغ جادو" {-7-}
3 دیدگاه · 1391/02/26 - 18:10 در طنز· ·
1
behzad
behzad
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم پس امروز را بیا زیبا زندگی کنیم به حرمت خاطرات فردا منظورم این که بیاین شارژامونو باهم تقسیم کنیم ....D:
دیدگاه · 1391/02/22 - 17:48 در طنز· ·
5
behzad
behzad
یه بار بابابزرگمو بردم دانشگاه، گفتم همینجا تو حیاط بچرخ تا من بیام. بعد که برگشتم دیدم نشسته زیر آلاچیق با ۷-۸ تا دختر، براشون چایی گرفته داره از خاطرات جوونیش تعریف میکنه. وقتی‌ نشستیم تو ماشین چند تا کاغذ داده به من میگه بیا برات شماره تلفن گرفتم، فقط این ۲ تا که جلوش علامت گذاشتم شوهر دارنا....
دیدگاه · 1391/02/22 - 17:34 در طنز· ·
3
behzad
behzad
ملت زیر پنجرشون گیتار میزنن...زیر پنجره ما هم وانتی استارت میزنه..روشنم نمیشه :))
دیدگاه · 1391/02/22 - 17:34 در طنز· ·
3
behzad
behzad
ولی یه روز یه جایی باید یه میکروفون به من بدن داد بزنم "اووووووووون دوتاااااااااا مــــــــــــستِ چشات، منو خوابــــــــــم می‌کنه..." بعد جمعیت همه داد بزنن "خفه شو بیا پایین
دیدگاه · 1391/02/22 - 17:31 در طنز· ·
2
محمد مهدی
محمد مهدی
تبلیغ نوشابه زمزم در تلوزیون لرستان:
ممد!کوکاکولا میخوری؟هامیخورم.
گوه خوردی باید زمزم بخوری!!!{-7-}
دیدگاه · 1391/02/21 - 21:25 در طنز· ·
6
behzad
behzad
میدونید جریان چیه بچه ها ؟
2 دیدگاه · 1391/02/20 - 16:16 در طنز· ·
5
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تبلیغات در زنجان بلاگ

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

هنزفري تغيير صدا
جامعه مجازی زنجانی ها · قدرت گرفته از  زنجانـ بلاگـ